March 30, 2004
جلسه و صورتجلسه
جلسه در لغت به معنی نشستن یا یك بار نشستن است اما در اصطلاح اجتماع جمعی ازمردم را برای انجام دادن امری یا شنیدن نطقی در هر بار جلسه گویند . تمام جلساتی كهبرای تبادل نظر در امری یا گفتگو در بارة موضوعی یا اتخاذ تصمیمی تشكیل می شودباید تحت نظر یك مسئول یا رئیس باشد و شركت كنندگان با رعایت مقرراتی كه خاصآن جلسه است وظایف خود را انجام دهند . از جمله مقرراتی كه در بسیاری از اینجلسات باید رعایت شود مسئله حد نصاب است بدین معنی كه جلسه وقتی می تواندرسمیت داشته باشد و كار خود را آغاز كند كه تعداد اعضای آن طبق قراردادهای قبلیبه حد معینی رسیده باشد. رای گیری در جلسه : چون مقصود اساسی از تشكیل بسیاری از مجامع آگاهی یافتن از افكار و اندیشه هایاعضای آن مجمع است لذا علاوه بر اینكه هر یك از شركت كنندگان می توانند دراطراف مسئله به گفتگو بپردازند و نظر خود را آزادانه اظهار كنند . در مقام اخذ تصمیمنیز مختار است كه موافقت یا مخالفت خود را اعلام دارد معمولاً در چنین مواردی اخذآرا بعمل می آید و رئیس جلسه از فرد فرد شركت كنندگان می خواهد كه نظر خود راابراز دارند . رأی گیری ممكن است كتبی انجام گیرد در این گونه رأی گیری اعضای جلسه نظر خودرا روی ورقه می نویسند و به رئیس یا كسی كه مسئول جمع آوری آرا می باشد تسلیممی كنند . هر گاه رأی گیری كتبی نباشد نظر موافق یا مخالف اعضای جلسه را با قیام وقعود یا بالا بردن دست و امثال آن معلوم می كنند .
صورت جلسه : از كارهایی كه در طول جریان جلسات مجامع مختلف انجام می گیرد یادداشت مطالبیاست كه از طرف سخنرانان جلسه عنوان می شود نوشتن صورت جلسات هر مجمع بهعهده منشی جلسه است . صورت جلسه را به صورتهای گوناگون می نویسند در بعضی از این مجامع كه رسمیتبیشتری دارند بر گفته های سخنرانان آثاری مترتب است و در بسیاری اوقات می تواندمورد استناد قرار گیرد سخنان گویندگان را به تفصیل و آنچنانكه ایراد شده است دردفترخاصی ضبط می كنند ، طبیعی است كه این كار از عهده منشی جلسه ساخته نیست وباید بوسیله كسانی كه در این فن تخصص دارند انجام گیرد چنانكه مذاكرات مجالسمقننه را تند نویسان مجلس ثبت و ضبط می كنند . كسی كه مسئول نوشتن صورت جلسه است باید در درجه اول قادر به درك سخنانگویندگان باشد و سپس بدین نكته توجه كند كه كدام قسمت از گفتگوها مهم و قابل درجاست و باید در صورت جلسه قید شود . بهترین راه خلاصه نویسی آن است كه منشی رئوس مطالب و نكات مهم را بدون توجه بهدرستی و نادرستی جمله با سرعت یادداشت و سپس بعد از خاتمه جلسه با فراغت خاطربه تنظیم یادداشتهای خود مبادرت ورزد البته باید توجه كرد كه خلاصه كردن مطالب تاحدی جایز است كه به اصول و اساس نظر سخنگویان لطمه وارد نشود .
بطور كلی هرصورت جلسه باید مطالب زیر را داشته باشد . 1 ـ تاریخ تشكیل جلسه با قید روز ، ماه ، سال 2 ـ محل تشكیل جلسه 3 ـ نام اشخاصی كه در جلسه شركت كرده اند 4 ـ نام رئیس جلسه 5 ـ دستور جلسه 6 ـ مذاكرات كوتاه شركت كنندگان و مصوبات ونتایج حاصله از گفتگوها و تبادل نظرها7 ـ ساعت ختم جلسه 8 ـ تاریخ تشكیل جلسه آینده با قید دستور آن در صورت متعدد بودن جلسات باید ذكر شود كه جلسه تشكیل شده چندمین جلسه بودهاست . ناگفته نماند كه در تمامی مجامع صورت جلسه نوشته نمی شود . در برخی ازتجمعات به جای نوشتن صورت جلسه قطعنامه صادر می گردد و در آن نظر شركتكنندگان در جلسه گنجانده می شود . به عنوان مثال در بعضی از سمینارها معمولاً اعضاءبه گروههای مختلفی تقسیم می شوند و كمیسیونهایی تشكیل می دهند . هر كمیسیونموضوع خاصی از مسایل طرح شده در سمینار را مورد بحث و گفتگو قرار می دهد ونظر خود را پیش از تشكیل آخرین جلسه عمومی به هیئت رئیسه سمینار گزارش می كند .هیئت رئیسه با توجه به گزارشهای كمیسیونها و نظرهایی كه درجلسات عمومی ابراز شدهاست به صدور قطعنامه مبادرت می كند و پس از تصویب قطعنامه در یك جلسه پایانجلسات سمینار را اعلام می دارد
March 24, 2004
تجمع و انواع آن قسمت چهارم و آخر
8 ـ پلنوم این كلمه به معنی تمام و كامل گرفته شده و بیشتر در زبان روسی بكار رفته است . پلنوماصطلاحاًبه مجمعی گویند كه از همه اعضاء متشكل یك سازمان بوجود آید . درحقیقت پلنوم در زبان ما مترادف است با كلمه مجمع عمومی كه شرح آن در دنباله اینبحث خواهد آمد .
9 ـ میزگرد تجمع دیگر به نام میز گرد وجود دارد كه نوعی مباحثه محسوب می شود بدین معنی كهعده ای در یك محیط دوستانه دور میز گردی جمع می شوند و در باره موضوعی بهگفتگو می پردازند به این مجمع از آن جهت میز گرد گفته اند كه سخنگویان از هر جهتدر شرایط مساوی قرار دارند و می توانند با رعایت مقررات میز گرد نظر خود را اظهار كنند . یكی از مقررات میز گرد آن است كه شركت كنندگان با اجازه رئیس صحبت كنند وگفتگو منحصراً در باره موضوعی باشد كه قبلاً تعیین گریده است . با اینكه میز گرد درمباحث علمی و تحقیقی اهمیت سابق خود را از دست داده و جای آن را انواع دیگرتجمعات گرفته است هنوز در امور سیاسی و مطبوعات دارای اعتبار خاصی است .
10 ـ مناظره مناظره در لغت به معنی مجادله و نزاع با همدیگر و بحث و گفتگو با یكدیگر و تفكر درحقیقت و ماهیت چیزی و در اصطلاح سخنوری تجمعی است كه در آن طبق قواعدمعینی به اثبات یا نفی مسئله ای می پردازند و با بهره گیری از استدلال نظر خود را ثابتمی كنند . این گونه بحث از دیر باز در ایران و كشورهای دیگر جهان معمول بوده و به عنوان یكوسیله مطمئن برای پرورش فكر و قدرت بیان و تقویت نیروی اراده بكار گرفته شده استمناظره بهترین وسیله برای تمرین و ممارست در فن سخنوری است در مناظره باید چندمسئله مورد توجه قرار گیرد كه یكی ازآنها موضوع مناظره است . برای ترتیب دادنجلسه مناظره نخست باید موضوع آن تعیین و قبلاً به شركت كنندگان ابلاغ شود . یكی ازشرایط تعیین موضوع آنست كه قضیه یا موضوع به صورت مثبت مطرح گردد و برایاثبات یا رد آن دلایلی اقامه شود دیگر آنكه موضوع باید مربوط به مسایل روز باشد تامناظره كنندگان و شنوندگان با میل و علاقه در آن شركت كنند . در هر مناظره معمولاًچهار یا شش نفر شركت می كنند كه دو یا سه تن آنان برای اثبات قضیه و دو یا سه تندیگر برای نفی آن می كوشند و برای به كرسی نشاندن نظر خود اقامه دلیل می كنند . در مناظره رئیس نقش مهمی بر عهده دارد باید از هر حیث مواظب اوضاع و احوال جلسهباشد یكی از وظایف مهم او رعایت وقت تعیین شده برای هر یك از شركت كنندگاناست . گردانندگان مناظره باید مراقب باشند كه جلسه از مسیر اصلی خود خارج نشود ودر مواقع لزوم با تذكرات و حتی در صورت اقتضاء با اعتراض جلو هر گونه بی نظمی رابگیرد و در همه حال مجلس را با حسن جریان به پایان برساند . امروزه گردانندگان رادیو و تلویزیون برای نامزدهای انتخاباتی یا موافقان و مخالفان یكمسئله سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جلسات مناظره ترتیب می دهند و با طرح سئوالاتاستادانه و حساب شده آنان را وا می دارند كه عقاید خود را بیان كنند و به رد نظراتمخالفان خود بپردازند تا مسئله به خوبی برای همگان روشن شود . مجالسی كه اكنون زیر عنوان گفت و شنود تشكیل می شود و ضمن آن مسئولان امر بهپرسشهای مردم یا استادان به سئوالات دانشجویان خود پاسخ می دهند از همین نوعاست و می توان همه آنها را از متفرعات «مناظره » به سبك كلاسی دانست .
11 ـ مجمع مجمع در لغت به معنی محل ، جای گرد آمدن ، مجلس و جمعیت است . اما از نظرحقوقی به تجمعاتی اطلاِ می شود كه از همه افراد یك جمعیت تشكیل شود و به همیندلیل نیز آن را مجمع عمومی می گویند . مجمع عمومی یكی از اركان مهم سازمانهاست كه همه اختیارات را بدست دارد و درحقیقت قوه مقننه و حاكمه هر جمعیتی محسوب می شود . مانند مجمع عمومی سازمانملل متحد كه ركن اصلی و مركزی این سازمان بین المللی است . در مجامع عمومی تمامشركت كنندگان به مهمترین مسایل سازمان ، خواه سیاسی ، خواه اقتصادی ، رسیدگی می كنند و تصمیمات لازم را می گیرند .
March 20, 2004
تجمع و انواع آأن قسمت سوم
۵ - كمیسیون كمیسیون دارای معانی متعددی است از جمله به مأموریتی گفته می شود كه برای اجرایامری به شخصی محول می گردد همچنین در تجارت و امور بانكی پولی است كه یكمؤسسه یا شخصی در برابر انجام دادن كاری دریافت می كند . صرف نظر از معانی فوِ كمیسیون به مجمعی نیز اطلاِ می شود كه برای تحقیق و مطالعهدر باره موضوعی تشكیل می گردد معمولاً این تجمع در مقیاس كوچكتر و با واحدكمتری تشكیل می شود و غالباً شعبه ای از مجامع بزرگتر است مثلاً چنانكه می دانیم بههر یك از شعب مجالس مقننه كه از تعدادی نماینده تشكیل می شود و به یكی از اموركشوری رسیدگی می كند كمیسیون می گویند . همچنین گروهی از نمایندگان چند كشور را كه از طرف سازمان ملل متحد مأموررسیدگی به یكی از امور بین المللی شوند كمیسیون گویند . از میان این كمیسیونها می توان كمیسیون بین المللی تحقیق ، كمیسیون خلع سلاح و كمیسیون حقوق بشر را نام برد .
6 ـ كمیته كمیته در اصل به معنی سپردن است اما اصطلاحاً كمیته به مجمعی گویند كه از طرفیك حكومت یا مقام صلاحیت دار یا جمعیتی برای بررسی امری یاآماده كردن طرحی یااجرای تصمیمی انتخاب شود در حقیقت كمیته از حیث مفهوم مترادف كلمه كمیسیوناست با این تفاوت كه كمیته می تواند قدرت اجرایی نیز داشته باشد بدین معنی كه ممكناست به یك كمیته مأموریت داده شود كه پس از تبادل نظر و مشورت تصمیمی اتخاذكند و آن را به مرحله اجرا در آورد . نكته قابل توجه در تفاوت بین كمیسیون و كمیتهآنست كه بنظر می رسد وسعت دایره عمل كمیته بیش از كمیسیون است و تعداد افرادیكه در یك كمیسیون شركت می كنند محدودتر و كمتر از تعدادافرادی است كه در یككمیته مسئولیت امری را بر عهده می گیرند به طور مثال كمیسیون بین المللی حقوق بشروابسته به سازمان ملل متحد در كشورهای مختلف عضو ، شعبه هایی دارد كه كمیتهنامیده می شود .
7 ـ پرزیدیوم پرزیدیوم به هیئت رئیسه و عده افرادی كه اداره امور جمعیتی را بر عهده دارند گفته می شود . در قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی پرزیدیوم به مجموعه تشكیلاتیاطلاِ می شود كه اداره امور یك مجمع سیاسی را بر عهده دارد و از این نظر معنی ومفهوم رهبری دسته جمعی می دهد و در حقیقت یك كمیته دائمی برای اداره اموركشور است این كلمه را گاهی به هیئت رئیسه گروهی غیر دولتی كه دارای وظایفاجرایی است اطلاق می كنند .
March 17, 2004
انواع تجمع ( قسمت دوم )
2 ـ كنگره به معنی مجلس و مجمع است . ولی در مفهوم خاص خود به تجمعی گفته می شود كهبرای مشورت بوجود آید بنابراین لفظ كنگره را می توان به مجامعی اطلاق كرد كه درآن افرادی گردهم آیند و پیرامون موضوعی كه مربوط به منافع عمومی و مسایل مشتركآنان است تبادل نظر كنند . از این نظر تجمعی كه برای طرح مسایل علمی و ادبی تشكیلمی شود با جلساتی كه جهت بررسی مطالب سیاسی و اجتماعی منعقد می گردد تفاوتیندارد و همه آنها گنكره نامیده می شود . مثلاً گردهم آمدن عده ای از باستان شناسان را كه در باره كشفیات جدید به گفتگوپردازند می توان كنگره نامید همچنین اگر چند سازمان صنعتی به منظور پیشرفت كارخود جلساتی تشكیل دهند و به تبادل نظر و مشورت پردازند و برای رونق صنعت و بازدهبیشتر فعالیتهای خود راههای جدیدتری پیدا كنند می توان گفت كه گروههای صنعتی فوِق كنگره ای تشكیل داده اند . از میان بسیاری از كنگره هامی توان به كنگره وین (15-1814 ) كه منجر به عقدقرادادی برای اتحاد اروپا گردید ،كنگره پاریس (1856 ) و كنگره ژنو (1864 ) كهاولی سبب خاتمه جنگ كریمه شد و دومی كمیته بین المللی صلیب سرخ را بوجودآورد نام برد .
3 ـ سمپوزیوم در اصل به معنای ضیافتی است كه در آن پس از صرف طعام به تماشای برنامه های هنریو شنیدن موسیقی و یا مناظرات ادبی و سرگرمیهای دیگر مشغول می شوند . همچنین در قدیم به انجمنی گفته می شده است كه مردم بدون توجه به سن و سالشان درآنجا جمع می شدند و وقت خود را با نوعی سرگرمی می گذراندند از این نظر سمپوزیومرا باید جایی نظیر باشگاههای فعلی دانست . امروزه سمپوزیوم به مفهوم دیگری بكار میرود و از شیوه هایی جدید مباحثه محسوب می شود . اكنون سمپوزیوم به تجمعی گفته می شود كه در آن عده ای از متخصصان فن ودانشمندان موضوعی واحد را مورد بحث قرار دهند . موضوع بحث یكی است اما هریك از سخنوران جنبه جداگانه ای را مورد بحث قرار می دهند . جلسات سمپوزیومبیشتر برای بررسی و تحقیق در یك امر علمی و اجتماعی تشكیل می شود و منظور غاییآن است كه متخصصان فن از نظریات همكاران خود آگاه شوند و در مسیر آخرینتحولات و تغییرات رشته تخصصی خود قرار گیرند .
4 ـ سمینار در اصل به معنی قلمستان و بذر افشاندن است اما اصطلاحاً به مدرسه و مؤسسه ای گفتهشده است كه در آن روحانیون جوان را برای فراگرفتن اصول و قوانین مذهب تحتتعلیم و تربیت قرار دهند و آنان را آماده احراز مقام كشیشی كنند . اكنون سمینار معنی وسیعتری دارد و منحصراً در مورد مدارس مذهبی بكار نمی رودبلكه امروز به دسته ای از دانشجویان یا محققان گفته می شود كه زیر نظر یك استاد یاكارشناس در رشته ای خاص به تحقیق پردازند و سخنرانیهایی در آن رشته ترتیب دهنددر حقیقت جلسات سمینار بیشتر جنبه كار آموزی دارد منتها در این كار آموزی استاد یامتخصص فن همواره در نقش رهبری نیست بلكه در عین حال كه راهنمایی دانشجویان رابه عهده دارد از عقاید و افكار آنان نیز استفاده می كند و خود نیز مطالبی فرا می گیرند . باتوجه به مجالسی كه در كشور ما و دیگر نقاط جهان به نام سمینار تشكیل می شود میتوان استنباط كرد كه مقصود اصلی از بر پاداشتن این سمینارها صرف نظر از آموختنشیوه های كار تبادل نظر در باره امری است و بطور خلاصه تجمعی را می توان سمینارنامید كه در آن روشهای جدید در هر فنی مورد مطالعه قرار گیرد و برای افزایش بازدهكار از جهات كمی و كیفی بهترین و سهل الوصول ترین راهها برگزیده شود
March 11, 2004
تجمع و انواع آن
اغلب اتفاق می افتد كه برای تحقق امر خاصی جلساتی تشكیل می شود و در آنجلسات به جای یك نفر چند نفر سخن می گویند و اظهار نظر می كنند این نوع تجمعاتبیشتر به منظور بحث و تبادل نظر در باره موضوعی تشكیل می شود و منظور اصلی آناست كه جمعی گرد هم آیند و با همدیگر مشورت كنند و بعد از دقت نظر و تعمق كافیراهی را كه به صلاح نزدیكتر است انتخاب نمایند . اخیراً برخی از گویندگان ونویسندگان به جای تجمع كلمه گردهم آیی یا همایش را بكار می برند . مجامع گوناگونی امروزه در تمامی نقاط جهان با نامهایی از قبیل كنفرانس ، كنگره ،سمینار ، سمپوزیوم و غیره تشكیل می گردد كه به هر كدام اشاره ای كوتاه می نماییم انواع تجمعات :
1 ـ كنفرانس
در اصل به معنی مقایسه است اما اصطلاحاً به مجالسی اطلاق می شود كه در آن عده ایگردهم آیند و برای حل مسایل گوناگون به گفتگو پردازند .فعلاً این كلمه بیشتر در موردمجالسی بكار می رود كه عده ای سیاستمدار گردهم آیند و در باره مسایل مختلف بین المللی به بحث و مذاكره بپردازند مانند كنفرانس سران كشورها ، كنفرانس وزرایخارجه كنفرانس نمایندگان چند دولت . قابل ذكر است به جلساتی كه برای تنویر افكار مردم دایر می شود و در آن شخصی درباره یك مسئله علمی یا اجتماعی یا اقتصادی سخنرانی می كند كنفرانس می گویند . كلمهكنفرانس از این نظر مترادف با لفظ سخنوری است همچنین جلسه ای را كه شخصیتی بهسئــوالات روزنامه نگــاران یا نمــایندگان خبرگزاریها پاسخ می دهد كنفرانس مطبوعاتی گویند
March 03, 2004
مراحل سخنوری و ارائه ۱۵ رهنمود برای سخنرانی بهتر
1 ـ چه باید گفت : كار اساسی ناطق خلق و ایجاد معانی است یعنی باید در باره مطلبی كه می خواهد بیانكند درست بیندیشد اطراف و جوانب مسئله را مد نظر بگذارد و سپس با توجه به هدفاصلی و مقصود و منظوری كه دارد سخن آفرینی كند .
2 ـ با چه ترتیبی باید گفت : سخنور باید به مطالب خود نظم و ترتیبی خاص بدهد زیرا اگر ناطق بدون تهیه طرحسخنرانی پشت میز خطابه قرار گیرد با نگرانی و تشویش خاطر مطالب خود را به صورتآشفته و درهم بیان خواهد كرد و نه تنها زحمات خود را به هدر می دهد بلكه در ذهنشنوندگان خود نوعی بدبینی ایجاد می كند اینجاست كه طرح سخنرانی را به بیمه نامهتشبیه كرده و گفته اند هر گاه سخنران خود را قبلاً آماده كرده و طرح سخنرانی را دردست داشته باشد یا مطالب خود را مرتب به ذهن بسپارد به كسی می ماند كه خود را بیمهكرده و از هرگونه نگرانی و اضطراب بر كنار است .
3 ـ چگونه باید گفت : درست است كه انتخاب مطالب و مرتب و منظم كردن آنها كار دشواری است و خلق وایجاد معانی از مراحل حساس سخنوری شمرده می شود اما ناطق هر اندازه درگردآوریمطالب و پیدا كردن دلایل لازم زحمت بكشد و رنج ببرد نمی تواند به نتیجه مطلوببرسد مگر آنكه سخن پرداز خوبی باشد البته سخن آفرینی دانش فراوان ، پرمایگی واندیشه بلند لازم دارد . در بیان مطالب باید دو مسئله اساسی را مدنظر داشت اول آنكهسخن با روانی ادا شود دوم آنكه از دلپذیری و آراستگی برخوردار باشد شكی نیست كهروانی سخن در درجه اول اهمیت قرار دارد زیرا غرض اصلی از بیان آن است كه شنوندهمقصود گوینده را در یابد و در فهم آن به دشواری نیفتد .
رهنمودهایی برای سخنرانی و سخنوری : 1 ـ اگر می خواهید ناطق شوید اول میل آن را شدیداً در خود ایجاد كنید و به سخنگویندگان خوب گوش فرا دهید . 2 ـ در سخنوری باید راستگو ، صمیمی و خیرخواه باشید و برای ایجاد انفعالات شورانگیز در شنونده باید خود سوزی در سر داشته باشید . 3 ـ وقتی در حضور جماعت برای سخنوری حاضر می شوید هیئت خود را درست و بهقاعده بسازید 4 ـ آنچه را می خواهید بگویید قبلاً برای خود واضح و معلوم نمایید . 5 ـ خود را به جای شنوندگان بگذارید و با توجه به این نكته مطالب خود را تنظیم كنید . 6 ـ فوراً وارد مطلب شوید و طبیعی و ساده و روان و موزون سخن بگویید . 7 ـ بلند صحبت كنید تا همه بشنوند و در سخن گفتن از تجربیات و مشاهدات خود ،رغبت و منافع شنوندگان را در نظر بگیرید . 8 ـ از پراكنده گویی و پر چانگی كه یكی از بزرگترین آفات سخنوری است بپرهیزید . 9 ـ از بكار بردن عبارات بلند و عالمانه و فضل فروشی دوری جوئید . 10 ـ اگر می خواهید سخنانتان مؤثر شود چهار كلمه شور ، احساس ، روح و هیجان رافراموش نكنید . 11 ـ در بیان مطالب موقع شناسی را از نظر دور ندارید . 12 ـ تند و با سرعت حرف نزنید . 13 ـ حروف آخر كلمات را نخورید . 14 ـ در سخن گفتن ، مطالب خارج از بحث را به میان نكشید . 15 ـ هر وقت سخنوری در پیش دارید قبل از آن جسم و روح خود را خسته نكنید .